قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1359

تاريخ الفي ( فارسى )

استصواب يحيى بن خالد برمكى مسرعان به آن ولايت فرستاده برادر را از صورت واقعه اعلام بخشيد و هادى از روى استعجال تمام به دار الخلافه آمده بر سرير خلافت متمكّن گشت . « 1 » و در ايّام خلافت او در مدينهء طيبه حسين بن علىّ بن الحسن بن علىّ بن ابى طالب ، عليه الصّلوة و السّلام ، به واسطهء نزاعى كه ميانهء او و عمر بن عبد العزيز بن عبد اللّه بن عمر الخطّاب ظاهر شده بود « 2 » تمامى مردم مدينه را به بيعت خود خواند و اظهار مخالفت كرد . عمر بن عبد العزيز با متابعان آل عباس جمعيت نموده متوجّه دفع حسين شد . ميانهء ايشان از صباح نماز پيشين جنگى عظيم درگرفت و حسين غالب آمده اكثر متابعان عباسيّه را به قتل رسانيده و خالد بن يزيد كه از جملهء امراى ايشان در آن معركه بود ، به قتل رسيد و باقى فرار بر قرار اختيار نموده پراكنده شدند . حسين بيت المال را متصرّف شده هفتاد هزار دينار را بر مردم قسمت نمود . روز ديگر ، باز ميان آل ابو طالب و متابعان عباسيان جنگ درگرفت و اين نوبت نيز ظفر حسين را بود . بعد از آن ، حسين بن على [ بن الحسن ] يازده روز در مدينه توقّف نموده استعداد راه كرده متوجّه حرم شد . چون به مكّه رسيد بفرمود تا منادى كردند كه هر بنده‌اى كه به خدمت امير المؤمنين آيد و ملازمت او اختيار كند از بندگى آزاد باشد . بدين سبب ، مجموع غلامان اهل مكّه كمر اطاعت حسين در ميان بستند و خلقى بسيار از اهل مكّه در ظلّ رأيت او جمع شدند . چون اين خبرها به هادى رسيد ، محمّد بن سليمان بن عباسى را با جمعى كثير از خويشان خود كه داعيهء حرم داشتند ، به دفع حسين نامزد كرد و لشكرى بسيار همراه ايشان تعيين نمود . محمّد بن سليمان به موضع ذىطوى كه آن را « فخّ » نيز گويند رسيده فرود آمده و آن موضع را معسكر خود ساخت . در روز ترويه ، ميانهء هر دو فريق جنگ روى نمود و از وقت طلوع آفتاب تا آنكه به نصف النّهار رسيد جنگ مىكردند . آخر الأمر ، حسين بن على كشته شد و سر او را پيش محمّد بن سليمان آوردند . محمّد آن سر را مصحوب شخصى نزد هادى فرستاد . « 3 » چون آن را به مجلس حاضر ساختند بعضى از حضّار مجلس خوشحالى نمودند . هادى در غضب شده گفت : فى الواقع كسى بر اين سر اظهار استبشار و خوشحالى كند كه از اسلام رايحه‌اى به مشام او نرسيده باشد ؛ چرا كه ، اين سر فرزند پيغمبر ما ، صلّى اللّه عليه و آله ، است . غايتش چون

--> ( 1 ) . مصادف با بيست و دوم محرّم سال صد و شصت و نه هجرى برابر با چهارم اوت سال هفتصد و هشتاد و پنج ميلادى . ( 2 ) . علّت نزاع اين بود كه عمر چند نفر از اهالى مدينه از جمله ابو الزفت حسن بن محمّد ، محمّد بن عبد اللّه ، و مسلم بن جندب شاعر هزلى را به خاطر شرابخوارى تازيانه زده و در شهر گردانيده بود ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 35 . ( 3 ) . در تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ( ج 4 ، ص 62 ) آمده كه : « نبرد فخّ همان درسى را به علويان داد كه عباسيان از آن تجربه گرفته بودند . آنها دريافتند كه تلاش براى پىافكندن خلافت تازه بايد پشتيبانى ولايات مرزى را بجويند . » حسين بن على بن الحسن چون در محلّى به نام فخّ ، در نزديك مكه كشته شد ، در تاريخ به « صاحب الفخّ » معروف است .